
فکر کنید بعد از یک هفته گشتن تو دانشگاه و پیدا کردن بچه های ترم بالایی وکلی سوال کردن از اونا واسه انتخاب یه استاده خوب(نمره بده)و بعدم گذشتن از هفت خوان انتخاب واحد با هزارتا امید بری دانشگاه و بعد از نیم ساعت الافی جلوی در کلاس یه استاد رو سر کلاس ببینی که حتی جنسییتش با اون استاده گفته شده فرق می کنه .
خوب چه حسی به آدم دست میده؟؟؟
از چشای بچه های که این صحنه رو دیدن 3 برداشت میشد برداشت...
1.یه عده چشماشونو میخاروندن و مثله من هنوز واسشون جا نیوفتاده بود که اون که مرد بود چطور زن شد.!!!
2.یه عده هنوز باورشون نمیشد و فکر میکردن این خانومه استاده حل تمرینه.!!!
3.یه عده هم بودن که اصولا از اون دسته هایی هستن که حوصله فکر کردن ندارن و اونا هیچ برداشتی از این موضوع نداشتن!!!
ولی از همه بدتر وقتی بود که شروع کرد به صحبت کردن.
من که کپ کرده بودم...
همش حرف ابطحی به ذ هنم میومد که بعد از انتخابات گفت :به جای کلاه کیسه سرمون گذاشتن
منم با خودم میگفتم ما ایرانی ها چه خوب کیسه سره هم میزاریم...
مینویسیم موسوی ... میخونن احمدی
استاد انتخاب میکنیم مرد و نمره بده .....استاد میارن زن و خشن!!!!!

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر